- باز این چه شورش است که در خلق عالم است この世の者たちにあってこれは何という慟哭か
- دانشجوی بزرگسال 年をとった学生
- آن شب قدر که این تازه براتم دادند 私にこの真新しい手形をくれた、あのガドルの夜
- بگیر از من جهانم را، ولی بانو حرم را نه 私から世界を奪うがよい、しかしハラムの貴婦人はならぬ
- لیکن رفیق بر همه چیزی مقدم است それでも友はすべてに優る
- حمله حیدری ヘイダルの攻撃
- مسافر 旅人
- همای رحمت 慈愛のホマー
- آفتاب پنهانی 隠れた太陽
- جواب هدهد ヤツガシラの答え

یارا بهشت صحبت یاران همدم است دیدار یار نامتناسب جهنم استهر دم که در حضور عزیزی برآوری دریاب کز حیات جهان حاصل آن دم استنه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمی است بس دیو را که صورت فرزند آدم استآن است آد ارمغان پارس ...
و آتش چنان سوخت بال و پرت را که حتی ندیدیم خاکسترت رابه دنبال دفترچه خاطراتت دلم گشت هر گوشه سنگرت راو پیدا نکردم در آن کنج غربت به جز آخرین صفحه دفترت راهمان دستمالی که پیچیده بودی در آن مهر و تسبیح ارمغان پارس ...
عفو کن دون همتیهای مرا محو کن بی حرمتیهای مراآفتاب شرع و دریای یقین نور عالم رحمة للعالمینپیشوای این جهان و آن جهان مقتدای آشکارا و نهانهر دو گیتی از وجودش نام یافت عرش نیز از نام او آرام یافتهم چو ارمغان پارس ...